مشاور سازمان ملل
:يك زن از هر سه زن در دنيا کتک ميخورد/ ٦٧ درصدآلودگی ايدز مربوط به زنان است/مشاور منطقه اى جنسيت و عضو گروه خدمات فنى کشورى در جنوب و غرب آسيا صندوق جمعيت سازمان ملل، گفت
: اگرچه در فرهنگ هاى مختلف، تفاو تهايى بين سيکل پسران و دختران وجود دارد، اما مي توانيم آ نها را تغيير دهيم.خانم باتيا کران در کارگاه آموزشى آه با موضوع
, نقش افراد در مسووليتهای اجتماعى, آه در سازمان دفاع از قربانيان خشونت برگزار شد، با اشاره به ذکر معاهداتى درباره حقوق زنان و کودکان و تصويب کنوانسيون دفاع از حقوق کودک افزود: بر اساس اين کنوانسيون کودکان نبايد مورد سوءاستفاده و قاچاق قرار گيرند و از آزاديهاى اساسى محروم شوند.وى ادامه داد
: اين کنوانسيون ضعفها رابه ما ميشناساند.کران با اشاره به اهداف توسعه هزاره اظهار آرد
: ٣٠ سال طول کشيد تا حقوق زنان به عنوان حقوق بشر شناخته شود. همچنين تحقيقات نشان داده، فقر زنانه ميشود و در اکثر جوامع زنان از فرصتهاى کمترى برخوردار هستند و بيشترين آسيبها متوجه اين قشر است.مشاور منطق هاى جنسيت و عضو گروه خدمات فنى کشورى در جنوب و غرب آسيا صندوق جمعيت سازمان ملل با بيان اينکه جهان در بخش سلامت با چالش بسيار بزرگى روبرو است، گفت
: در کشورهاى در حال توسعه بسيارى از دختران در سنين پايين ميميرند. در نپال بنگلادش و پاکستان دختر کالايى غريبه است به طورى که دختران پيش از تولد و يا پس از آن کشته ميشوند و يا در سنين پايين ازدواج مي کنند. همچنين آن ها با ٢٠ تا ٣٠ درصد خشونت مواجه هستند. کران ٦٧ درصد آلودگى به ايدز را مربوط به زنان و دختران خواند و عنوان کرد: طبق مطالعات جهانى از هر سه زن يک نفر آن ها کتک مى خورد و مرگ و مير، خشونت و ناتوانى جسمى بسيارى از زنان را تهديد مي کند. ، در ادامه اين کارگاه معصومه ابراهيمى يكى از تسهيلگران کارگاه، گفت: خشونت يکى از معضلات بهداشتى است ۲۵/٤٩ در سال ۱٩٩٦ که در قطعنامه به عنوان يک معضل از آن ياد شده است .چه احساسی بهت دست می ده وقتی می بینی همه بهت ، به تو به هم جنست ظلم می کنن و تو فقط مثل گاو وایستادی و تماشا می کنی ، آره تو گاوی ، من گاوم ، همه مون گاویم وقتی جلوی همه خفه خون می گیریم . اتفاق فقط دور و بر ما نیست . اتفاق فقط گرفتن بد حجابا نیست . اتفاق فجیع تر از این حرف هاست ..... آره فجیع تر ........... هی با توام ..... با تویی که از نپوشیدن مانتوی تنگ لعنتیت غصه ت گرفته و داری خفه می شی ..... آره با خود توام ......... تویی که فکر می کنی اگه مانتو کوتاه بپوشی و موهاتو استخونی های لایت کنی دیگه هیچ مشکلی نداری .......... آره با تو احمقم ........ تو احمقی که اونقدر خودخواهی که از راحتی داری خفه می شی ........ تویی که دانشگاه میری و مثلا روشنفکر می شی ........معذرت می خوام یعنی باید بشی ولی ......... آره تو هیچی نمی شی ........ می خوای باور کن ، می خوای باور نکن ......... آره تو اون قدر خود خواهی که تا نوک دماغت هم نمی تونی ببنی .......... چقدر می خوای خودخواه باشی .......... چرا همش به فکر خودتی ..... چرا نمی گی چرا اون دختر که توی ایلام ....... اون دختری که هم سن و سالت بود خود سوزی کرد ......... اره هم سن و سال تو بود ........ چرا یه خرده از محیط اطرافت خارج نمی شی ....... چرا به فکر اون خانواده ای نیستی که توی سیستان و بلوچستان ........... تا حالا اسم شهرش هم به گوشت نخورده ؟ ...... آره بعید نیست ........... اون خانواده الان عزادار دختر 12 سال خودشونن ......... آره اون دختره رو یه پلیس وظیفه شناس !!!! این مملکت کشته ....... می گی چرا ؟؟؟ ....... خوبه ......... یه خرده فکر کنی بد نیست ........ چرا نداره ...... این جا ایران خر تو خر ماست ....... خوب الان می گی پلیس رو محاکمه می کنن ............ نه از این خبرا نیست ......... دیدی گفتم تو اصلا غیر دور و بر لعنتیت به هیچ چیز دیگه فکر نمی کنی .............. حالا تو بازم به فکر او مانتو و روسری کثافتت باش ..............
|
ای زن !
ای زن ، چه دلفریب و چه زیبایی !
گویی گل شکفته ی دنیایی .
گل گفتمت ، ز گفته خجل ماندم :
گل را کجاست چون تو دلارایی ؟
گل چون تو کی ، به لطف ، سخن گوید ؟
تنها تویی که نو گل گویایی .
گر نو بهار ، غنچه و گل زاید ،
ای زن ، تو نو بهار همی زایی .
چون روی نغز طفل تو ، آیا کس
کی دیده نو بهار تماشایی ؟
ای مادر خجسته ی فرخ پی !
در جمع کودکان به چه مانایی ؟
آن ماه سیمگون دل افروزی
کاندر میان عقد ثریایی
آن شمع شعله بر سر خود سوزی
بزمی به نور خویش بیارایی
از جسم و جان و راحت خود کاهی
تا بر کسان نشاط بیفزایی
تا جان کودکان تو آساید ،
خود لحظه یی ز رنج نیاسایی
گفتم ز لطف و مرحمتت ، اما
آراسته به لطف ، نه تنهایی
در عین مهر ، مظهر پیکاری :
شمشیری و نهفته به دیبایی
از خصم کینه توز ، نیندیشی
وز تیغ سینه سوز ، نپروایی
از کینه و ستیزه ی پی گیرت
دشمن ، شکسته جام شکیبایی
بر دوستان خود ، سرو جان بخشی
بر دشمنان ، گناه نبخشایی
چون چنگ نغمه ساز ، فرو خواندی
در گوش مرد ، نغمه ی همتایی
گفتی که : " جفت و یار توام ، اما
نی بهر عاشقی و نه شیدایی –
ما هر دوایم رهرو یک مقصد
بگذر ز خودپرستی و خود رایی
دستم بگیر ، از سر همراهی
جورم بکش ، به خاطر همپایی "
زینت فزای مجمع تو ، امروز
هر سو ، زنی است شهره به دانایی
دارد طبیب راد خردمندت
تقوای مریمی ، دم عیسایی
چونان سخن سرای هنرمندت ،
طوطی ندیده کس شکرخایی
استاد تو ، به دانش همچون آب
ره جسته در ضمایر خارایی
بشکسته اند نغمه سرایانت
بازار بلبلان ز خوش آوایی
امروز ، سر بلندی و از امروز
صد ره فزون به موسم فردایی
اینسان که در جبین تو می بینم ،
کرسی نشین خانه ی شورایی
بر سرنوشت خویش خداوندی
در کار خویش ، آگه و دانایی
ای زن ! به اتفاق ، کنون می کوش
کز تنگنای جهل برون آیی
بند نفاق پای تو می بندد
این بند را بکوش که بگشایی
ننگ است در صف تو جدایی ، هان !
نام نکو ، به ننگ ، نیالایی !
تا خود ز خواهشم چه بیندیشی
تا خود به پاسخم چه بفرمایی .
سیمین بهبهانی
متن بیانیه قرائت شده در تجمع میدان بهارستان
ادوارنیوز: متن بیانیه قرائت شده در تجمع امروز میدان بهارستان به شرح زیر است:
فعالان جنبش زنان سالهاست كه با چشم انداز همبستگي زنان ايران و جهان و طرح مطالبات مدني ، خواهان برگزاري روز جهاني زن بوده اند . متاسفانه به رغم تلاش هاي مستمر گروههاي مختلف زنان در مسير احقاق حقوق انساني و شهروندي ، همواره با محدوديت ها و موانع بي شماري روبرو بوده ايم.
امسال نيز بر آن شديم تا با طرح مطالبات زنان، در تجمعي مسالمت آميز( طبق ماده 27 قانون اساسي) در مقابل نهادي كه به باور ما بايد برآمده از آراي ملت باشد، با تاكيد بر خواسته هاي دمكراتيك و برحق خود روز جهاني زن را گرامي بداريم .
اينك اعلام مي كنيم كه به علت برخورد خشونت آميز نيروهاي انتظامي با فعالان جنبش زنان در 13 اسفند كه منجر به بازداشت 33 نفر از آنان - از جمله گروه هماهنگ كننده- شد و با ادامه بازداشت سه نفر از فعالان جنبش زنان در زندان اوين، كه دو تن از ايشان عضو گروه هماهنگ كننده هستند، و همچنين به علت آزادي تعدادي از گروه هماهنگ كننده مراسم در اولين ساعات روز 17 اسفند، امكان مديريت و سازماندهي مراسم روز جهاني زن از گروه هماهنگ كننده سلب شده است .
در همين راستا با تبريك مجدد روز جهاني زن كه امسال به نام "همبستگي براي آزادي ، برابري ، عدالت جنسيتي" نام گذاري شده است ، دست كليه حمايت كنندگان را مي فشاريم و تقاضا داريم به منظور جلوگيري از بروز هرگونه خشونت و يا سو استفاده ، با اخلاق مدني و صلح جويانه، گروه هماهنگ كننده را در مقابل مجلس، ياري كنيد .
گروه هماهنگ كننده : شهلا انتصاري ، فاطمه گوارايي ،مرضيه مرتاضي لنگرودي ، رضوان مقدم
منبع: ادوار نیوز
زنان دیروز ، زنان امروز
امروز ، تقویم ، روز 8 مارس ، روز جهانی زن را نشان می دهد . درست 97 سال پیش ، یعنی در سال 1910 ، 100 تن از زنان آگاه از 7 کشور در کپنهاگ دور هم جمع شدند و ستاد زنان را راه اندازی کردند و شروع به فعالیت و دفاع از حقوق زنان در دنیا کردند .
طی این 97 سال ، وضع زنان در اکثر کشورهای اروپایی و آمریکایی از لحاظ اجتماعی ، حقوقی ، سیاسی ، فرهنگی و هنری بهبود یافت به طوریکه امروزه شاهد این هستیم که 3/47 درصد کرسی های مجلس سوئد را زنان تشکیل می دهند .
ولی آیا وضع زنان در کشورهای آسیایی و آفریقایی نیز بهبود یافته است ؟ چرا راه دور برویم . ما که دم از فرهنگ و تمدن درخشان اسلامی می زنیم ، آیا وضع زنان مان در کشور درحال بهبود است ؟
آیا مشکل مربوط به چند سال اخیر است ؟
فکر نمی کنم . این مشکل ریشه دار تر از اینهاست . مشکل برای 28 سال اخیر و یا قبل تر از آن نیست . مشکل درست به زمانی بر می گردد که ملت ما تمدن درخشان چندین ساله خود را رها کرد و در جهل و نادانی ، تمدنی را پذیرفت که کوچکترین آگاهی ای از آن نداشت .
مشکل از زمانی شروع شد که ملت ما به جای این که هویت خود را در ایرانی بودن جستجو کند ، به سراغ دفاع از شیعه بودن خود پرداخت .
چند وقت پیش یکی از جشن های زیبای دوران باستان بود . جشن اسپندارمذگان . جشنی که برای بزرگداشت مقام والای زن برگزار می شد .
اگر امسال این جشن به مردم معرفی نمی شد ، فکر می کنید چند درصد مردم ایران از وجود چنین جشنی در تمدن غنی باستانی خود مطلع بودند ؟ با جرات می توانم بگویم : هیچ .
دلیل چیست ؟
دلیل این است که ما قرنها پیش این سنت ها و این فرهنگ خود را به دست فراموشی سپردیم و فکر و اندیشه ی خود را با فرهنگ جدیدی که نه از روی دانایی پذیرفتیم ، انباشته کردیم .
گاهی اوقات از خود می پرسم : واقعاً ملت ما با کدام منطق محکمی به فرهنگ پیشین خود پشت پا زد ؟ نمی دانم !!
قرنها پیش در این سرزمین ، زنان برای خود دارای مقام و منزلت و حق و حقوقی بودند که آنها را تا حد الهه بودن بالا می برد ، بدون اینکه دارای ستاد و سازمان و انجمنی باشند .
مردهای جامعه نیز در مرتبه از فهم و شعور بودند که به این حقوق احترام می گذاشتند و مقام آنها را ارج می نهادند . ولی اکنون ، زنان کشور ما برای بدست آوردن ابتدایی ترین حقوق خود اعتراض می کنند ، تجمع می کنند ، زندانی می شوند ، خوار و ذلیل می شوند .
حقوقی که قرنها پیش آنها را با احترام در اختیار داشتند .
درد چیست ؟ آیا درد جز این است که اجداد ما قرنها پیش به فرهنگ اصیل خود خیانت کردند ؟
نامم رویا ست . یک نام کاملا زنانه . در شناسنامه ، فرمها و ... گزینه انتخابی ام ، همیشه مربع مونث را سیاه می کند . پوشش م فریاد می زند که من یک زنم . زنی محبوس در حصار مرزهایی به نام ایران . در میان لفاف قانونی که ارزش مرا نصف یک مرد تخمین می زند . قانونی که دین مرا فریاد می کشد . دینی که مرا یک کالا تلقی می کند . ایران ، قانون ، دین .
حصار زندان مرا این سه کلمه تنیده اند .... باور می کنید ؟ ......